شمارهٔ ۴۶٢
اگر تنعم و دولت دهد بپوش و بخور
اگر تنعم و دولت دهد بپوش و بخور
بدوستانت بده آنچه از تو ماند باز
وگر مخالف طبع تو نغمه ئی سازد
مرنج و نیز مرنجان و جان و دل مگداز
که روزگار حرونست و ناگهان بر مد
نه مال ماند و منصب نه جاه ماند و ناز
چنانکه گفته درآنقطعه آنحکیم خرد
زمانه با تو نسازد تو با زمانه بساز
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.