راز سخن

شمارهٔ ١٨٢

هر که در صبح از بگه خیزی

هر که در صبح از بگه خیزی
در دل از مهر حق چراع افروخت
هر چه خاشاک راه او میشد
بر سر آتش فناش بسوخت
آدمی زاد را طریق معاش
باید از آدم صفی آموخت
آدم از ما بدانش افزون بود
او بهشتی بحبه ئی بفروخت
نقد را داد ز ابلهی بعضی
نسیه را کیسه طمع بر دوخت
نزد عاقل سزای بند بود
هر که مال از برای غیر اندوخت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.