راز سخن

شمارهٔ ۷۳۸

رویت گل سیراب نگوییم چه گوییم

رویت گل سیراب نگوییم چه گوییم
آن لب شکر ناب نگوییم چه گوییم
آن زلف کمندافکن و رخسار و جبین را
دزد و شب مهتاب نگوییم چه گوییم
تفسیر دو ابروی تو کان سورهٔ نون است
پیوسته به محراب نگوییم چه گوییم
دیدیم شبی زلف تو در فقه و بیداد
تعبیر چنین خواب نگوییم چه گوییم
چوگان سر زلف ترا شد دل ما گوی
این که به احباب نگوییم چه گوییم
این چهره و این اشک روان را به دویدن
لوح زر و سیماب نگوییم چه گوییم
چون نمد کمال از غزل آن صورت زیباست
شعر تر چون آب نگوییم چه گوییم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.