ناز
در کارخانه ای
در کارخانه ای
من کار می کنم.
اینجا
این نو گلان سرخ و سپید و بنفشه موی
هر روز
از روز پیش، بیشتر
می پژمرند.
از دختر کناری پرسیدم:
زیبای من!
آیا چه است نام تو؟ با ناز گفت:
- ناز.
ایکاش من
اینجا، بهار بودم.
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.