تازه کار
او، از کره اسب نیز
او، از کره اسب نیز
سرکش تر است.
او، مانند کره اسب
- وقتی که بازوان کمندی بلند را
بر گردن کشیدهٔ خود، ناگاه
احساس می کند -
رم کرده است. می گوید:
من روستاییم
در کارخانه، هیچ نمی دانم
باید چگونه، سَر را پایین انداخت.
باید چگونه، مثل یک سگ، مطیع بود.
احساس می کنم
این تازه کار
دارد طناب دارِ خودش را
می بافد.
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره آثار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.