راز سخن

بیابان

اختری روشن نیست

اختری روشن نیست
در بیابان تا من
جای پاهای کسی را بینم.
شده ام
وازده از جنگِ درونم ای دوست!
خسته دیگر از شب.
من چه تنها شده ام می بینی؟
با چه وحشت در راه
گام بر می دارم.
هیچ کس با من نیست.

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.