راز سخن

مرثیه ای برای جنگل

ما درختان بزرگی بودیم.

ما درختان بزرگی بودیم.
ما درختان بزرگ سر سبز
آن زمانی که تبر دار، میان جنگل
پای خود بگذاشت
بر زمین افتادیم.
و در این لحظه، در این لحظهٔ شوم
دست نامرئی مردی، از ما
بی صدا، تابوتی
در دل تیره شب می سازد.
آه ... در این هنگام
از برای تو سرافرازی
ما چه تابوت بزرگی هستیم.

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.