راز سخن

رسالت

بیقراری من و زمین؛ یقین که بی دلیل نیست.

بیقراری من و زمین؛ یقین که بی دلیل نیست.
در رسالتم - اگر که شعر من رسالتی است-
من همیشه از برادری
من همیشه از برابری
از برای مردم زمین کهنه، حرف می زنم.
حلقه بر دری همیشه می زدم؛
حلقه بر درِ بزرگ خانه ای
که هیچ کس در آن نبود.
در قیاس با تأثرم؛ زمین چه کوچک است.
آسمان، چه کوچک است.

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.