راز سخن

شمارهٔ ۴ - در تغزل

معشوقه دلم به تیر اندوه بخست

معشوقه دلم به تیر اندوه بخست
حیران شدم و کسم نمی‌گیرد دست
مسکین تن من به پای محنت شد پست
دست غم دوست پشت من خرد شکست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.