راز سخن

شمارهٔ ۳ - در تغزل

چون فندق مهر تو دهانم بربست

چون فندق مهر تو دهانم بربست
بار غم تو چو گوژ پشتم بشکست
هر تیر ، که از چشم چو بادام تو جست
در خسته دلم چو مغز در پسته نشست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.