راز سخن

شمارهٔ ۱۰۸

نام مه گل را مه خرداد نهادند

نام مه گل را مه خرداد نهادند
و این نام در آئین مه آباد نهادند
آباد بر آئین مه آباد که از داد
خمخانه در این فصل و مه، آباد نهادند
بی شائبه از طینت پاکان جهان بود
خشتی که از او خمکده بنیاد نهادند
بنیاد خم و خمکده از روز نخستین
بر صدق و صفا و کرم و داد نهادند
پیمان زر و سیم بجیب و کف ممسک
پیمانه می را بکف راد نهادند
دوشینه بمیخانه کلید در شادی
در دست بتی حور و پریزاد نهادند
فصل گل اگر فصل طرب نیست پس از چیست
کین بلبلکان روی بفریاد نهادند
افزون طلببانند کز اندوه زر و سیم
بار غم عالم بدل شاد نهادند
صاحب نظران از سر تسلیم و قناعت
سر بر خط تقسیم خداداد نهادند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.