شمارهٔ ۹۶
عشق است که اندر دو جهان راه نجات است
عشق است که اندر دو جهان راه نجات است
بحریست که یک چشمه از آن آب حیات است
بحر است و چه بحر است نه قلزم نه محیط است
شط است و چه شط است نه جیحون نه فرات است
دارای جهان است که بالای جهانست
بیرون ز جهانست که افزون ز جهات است
آبی است که جاری بوهارات و تلال است
روحی است که ساری بجمادات و نبات است
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.