راز سخن

شمارهٔ ۷۰

عشقی که زمن دود بر آورد این است

عشقی که زمن دود بر آورد این است
خون می خورم و بعشق در خورد این است
اندیشه آن نیست که دردی دارم
اندیشه به تو نمیرسد درد این است

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.