راز سخن

شمارهٔ ۶۹

عشق آمد و هستی مرا بیشه بسوخت

عشق آمد و هستی مرا بیشه بسوخت
سودای تو بوم و برم اندیشه بسوخت
از آتش هجر عافیت سوز بپرس
کاین صاعقه نخل عمر تا ریشه بسوخت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.