راز سخن

شمارهٔ ۲۰۶

چشمم که سرشک لاله‌گون آید ازو

چشمم که سرشک لاله‌گون آید ازو
پیوسته چو زخم تازه خون آید ازو
نم در جگرم ز کریه نگذاشته است
وقتیست که لخت دل برون آید ازو

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.