راز سخن

شمارهٔ ۲۰۷

گر لاف ز عشق میزنی دردت کو

گر لاف ز عشق میزنی دردت کو
اشک گلگون و چهره زردت کو
داغیست بجان گرت ز خورشید وشی
چون صبح دل گرم و دم سردت کو

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.