محمدحسن بارق شفیعی
آفتاب خاوری...
شاد زی ای مرز آزادیگزینشاد زی ای کشور مردآفرین
جان ببخش ای رنگ و بوی آسیاتازه باش ای گلشن خاور زمین
ای می آزادگی را ساتگین
ای که از دور «یما» آزادهای درس آزادی به خاور دادهای
نقد مردی ارمغان آوردهای خیز! مستی کن! چرا استادهای؟
ای تو را هنگامهٔ مشرق رهین
ای دل پر آرزوی آسیاخانهٔ قوم نجیب آریا
ای بهار عشق و بستان امیدسخت میبالم که میبینم تو را
اندکی با آرزوی دل قرین
ای فروغ دیدهٔ افغانیانپیشتر رو با قدمهای زمان
سر بکش ای آفتاب خاوریمردخیز افتاده دامانت چنان
کآسمان میترسد اینجا از زمین
این که شادی شایقش آزادگی استانکشاف تازه را آمادگی است
پرچم رنگین به قلب کوهسار در حوادث شاهد استادگی است
جلوه کن در بزم هستی به از این!
خرداد، ۱۳۳۶
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره آثار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.