راز سخن

شمارهٔ ۱۴۱

زان روز که زاهد به ریا پی برده‌ست

زان روز که زاهد به ریا پی برده‌ست
چون صبح، دلش گرم و نفس افسرده‌ست
شب زنده بسی داشت، ولیکن به سخن
دل را نکند زنده دمش، گر مرده‌ست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.