شمارهٔ ۱۴۲
عمریست که یار درد من افزودهست
عمریست که یار درد من افزودهست
بر دیده من پای ز غفلت سودهست
شکر قدمش چگونه گویم که هنوز
چون حلقه دام، خاک و خون آلودهست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.