راز سخن

شمارهٔ ۱۰۸

حاشا که من حدیث ثنای تو طی کنم

حاشا که من حدیث ثنای تو طی کنم
من لاف شوق می‏زنم این کار کی کنم
کو پیک صبح تا گله‏های شب فراق
با آن خجسته طلعت فرخنده پی کنم
مهدی کجاست تا همه محصول زهد و علم
در کار خدمت وی و اصحاب وی کنم
از نامه سیاه نترسم که روز حشر
با مهر اهلبیت صد این نامه طی کنم
تا زنده‏ام دم از نبی و آل می‏زنم
کی من حکایت جم و کاووس و کی کنم
جانم فدای اوست، بر فیض امانت است
روزی رخش بینم و تسلیم وی کنم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.