راز سخن

شمارهٔ ۱۴

پامال ترکتاز خزان شد بهار ما

پامال ترکتاز خزان شد بهار ما
ای تیره روز ما و سیه روزگار ما
از تیره‌روزگاری ما ره نمی‌برد
دست سحر به دامن شبهای تار ما
بر خلق عید خویش مبارک که دهر خواند
تاریخ فوت غصه ز لوح مزار ما

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.