راز سخن

شمارهٔ ۴

شمع آمد و گفت: جانِ من میسوزد

شمع آمد و گفت: جانِ من میسوزد
وز جان تن ناتوانِ من میسوزد
سوگند همی خورم به جان و سرِ خویش
وز سوگندم زبانِ من میسوزد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.