شمارهٔ ۳
شمع آمد و گفت: جان فشان آمدهام
شمع آمد و گفت: جان فشان آمدهام
کز کشتن و سوختن به جان آمدهام
آتش به زبان از آن برآرم هر شب
کز آتشِ تیزتر زبان آمدهام
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.