شمارهٔ ۲۴
برگیر مهر از آنکه بکام دل تو نیست
برگیر مهر از آنکه بکام دل تو نیست
برکن دل از کسی که دلش مایل تو نیست
تا چند گوئیم که بخوبان مبند دل
ناصح ترا چکار؟ دل من، دل تو نیست!
دادی نویدِ وصلم و خرسند نیستم
با یکدگر یکی چو زبان و دل تو نیست
ره در دلش که سخت تر از سنگ خاره است
ای دیده غیر گریهی بی حاصل تو نیست
گفتی که نیست جای، کسی را بمحفلم
غیر از طبیب، جای که در محفل تو نیست؟
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.