بخش ۳۱۸ - الغنا
غنا مالکیست بیآسیب و مالی
غنا مالکیست بیآسیب و مالی
که آنرا نیست از حیثی زوالی
غنای تام جز حق را محال است
که مستغنی بذات او در کمال است
غنای عبد از حیث فنا شد
که مستغنی بحق از ماسوا شد
چو شداز هستی یکذات فائز
بهستیهاست حکمش جمله جایز
هر آنکس ره بدریا برد دریاست
حباب و موج و قطره جمله او راست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.