راز سخن

تار

صدای تار می‌آید

صدای تار می‌آید
و زخم‌های نمک‌گیر شده‌ام
که در کوچه‌های بارانی
هیاهوی کودکانگی‌های غریبم را
با لب‌های لرزانم
آواز می‌شود،
امشب دارم شعر می‌شوم...

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.