جادهٔ ابریشم
پر از آواز عشق میشود لحظههایم
پر از آواز عشق میشود لحظههایم
وقتی در روشنای توت و ابریشم
زاده میشود پَرِ پروانهات...
لحظهٔ عزیمت تنهایی
و حکایت آغاز دوست داشتن توست.
اصلا از همان ابتدا
از همان انعکاس واژهٔ زندگی در جهان
شاعرانِ عشق میدانستند
نام تو
قرار است غزل شود در دیوانم
ای تمام تقویم تاریخ!
بیتاب در طنابزدنهای پیاپیام با تو...
بال بگشا
بیا
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.