بهانهٔ زندگی
پدرم ترانهخوانِ کوچهها شد
پدرم ترانهخوانِ کوچهها شد
مادرم پری دریایی،
و عروسکم
پرندهای بر شاخهٔ سپیدار...
اما من در راهیام
که نه کوچهها
نه دریا
نه دشت
نه کوه
نه درخت
و نه هیچ بهانهای دارد،
جز تو و چشمهات!
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.