راز سخن

انتظار

هر روز زن‌هایی منتظر، در من می‌رو‌یند

هر روز زن‌هایی منتظر، در من می‌رو‌یند
که چشم‌هایشان
پر از آب و آتش است
و مرگ، ترانه‌ای‌ست که تا شب
همراهی‌شان می‌کند.
روزی هزاربار می‌میرند
روزی هزاربار برای زنده‌ماندن
تقلا می‌کنند
و شب در خیال فردایی سپید
چشم می‌بندند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.