راز سخن

شعر شمارۀ ۱۵

روی کدام ابر نشسته‌ای؟

روی کدام ابر نشسته‌ای؟
که طوفان را حس می‌کنی
خشمناک‌تر از تمامی اقیانوس‌ها
مجسمه می‌شوی
برای میدان‌های شهر؛
تقسیم می‌کنی مرگ را
با گردنه‌های شب‌زده
با گدازه‌هایی رنگ چشم‌هات،
سرازیر می‌شوند
در جاده‌های منتهی به هفت ‌دریا!
روی کدام ابر قصه می‌شوی؟
با شوره‌‌زارهایی که تعفن را سلام داده‌اند
زنجیر می‌شوی روی گرده‌های تاریخ!
روی کدام ابر خواب می‌شوی
برای زالو‌هایی که روی بدنت جشن می‌گیرند؟
این امتحان آخر است...
تو باختی...!

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.