شعر شمارۀ ۱۴
با خیال اینکه
با خیال اینکه
میخندی مرا،
سوار اسب چوبی خاطرهها
اگرچه
هیچ بلد نیستم بچّگی کنم؛
فرقی نمیکند
وقتی که میخندی
تمام دنیا
در دستهای من
جا میشود.
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.