راز سخن

غزل شمارهٔ ۵۱۰

آب چشم ما به هر سو می رود

آب چشم ما به هر سو می رود
خوش روان از دیده بر رو می رود
می رود خاطر به کوی می فروش
آفرین بر وی که نیکو می رود
ای که گوئی از در دلبر برو
کی رود دل از درش چو می رود
در طریق عشق دل چون عاشقان
گه به سینه گه به پهلو می رود
می کنم خود را ملامت سالها
عمر اگر یک لحظه بی او می رود
در هوای زلف او باد صبا
خوش روان گشته به هر سو می رود
رو مپیچ از نعمت الله زان که او
رو به راه آورد یک رو می رود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.