راز سخن

باب چهارم در فواید خاموشی

حکایت شمارهٔ ۹

در عقد بیع سرایی متردّد بودم. جهودی گفت: آخر من از کدخدایان این محلتم. وصف این خانه چنان که هست از من پرس، بخر که هیچ عیبی ندارد. گفتم: به جز آن که تو همسایه منی!

خانه‌ای را که چون تو همسایه استده درم سیم بد عیار ارزد
لکن امیدوار باید بودکه پس از مرگ تو هزار ارزد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.