راز سخن

حکایت شمارهٔ ۸

تنی چند از بندگانِ محمود گفتند حسن میمندی را که: « سلطان امروز تو را چه گفت در فلان مصلحت؟» گفت: «بر شما هم پوشیده نباشد.» گفتند: «آنچه با تو گوید، به امثال ما گفتن روا ندارد.» گفت: «به اعتماد آن که داند که نگویم، پس چرا همی‌پرسید؟»

تنی چند از بندگانِ محمود گفتند حسن میمندی را که: « سلطان امروز تو را چه گفت در فلان مصلحت؟» گفت: «بر شما هم پوشیده نباشد.» گفتند: «آنچه با تو گوید، به امثال ما گفتن روا ندارد.» گفت: «به اعتماد آن که داند که نگویم، پس چرا همی‌پرسید؟»
نه هر سخن که برآید بگوید اهلِ شناخت
به سرّ ِ شاه سر خویشتن نشاید باخت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.