بخش ۷۶ - جواب دادن فرامرز
بدو گفت کای پیر زنار بند
بدو گفت کای پیر زنار بند
قلم باشد آن بر در هوشمند
سواره به انگشت پویان به سر
همی ریزد از وی سراسر گهر
به پیری سرشتی و آنگه بجوی
نماند تو این داستان را بگوی
از این بهترت هست چیزی بیار
ترا هست میدان بدین سان چهار
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.