راز سخن

دو یکی

یکی که افتاده

یکی که افتاده
یکی که دور شده
یکی فقط رفته
یکی صبور شده
یه شهر بی کوچه
یه سال پر پاییز
من از خودم سرشار
تو از خودت لبریز
تو و تجسم زجر
من و شب و گریه
من و تصور درد
تو و تب و گریه
یکی بده حالش
یکی بد آورده
یکی فقط خوابه
یکی فقط مرده

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.