راز سخن

شبیه چشم تو نیست

چقدر چشم (الهی) شبیه چشم تو نیست

چقدر چشم (الهی) شبیه چشم تو نیست
چه چشم‌های سیاهی شبیه چشم تو نیست
نمی‌شود که تو را دید و رد شد و ننشست
کدام لنگرگاهی شبیه چشم تو نیست؟
مدام بیشتر از قبل در تو غرق‌ترم
چه چاه و چاله و چاهی شبیه چشم تو نیست
شبیه چشم تو هر که کشید هر چه‌ نشد
کجای کاغذ کاهی شبیه چشم تو نیست
هنوز عاشق تو... نه... هنوز نه... نشدم
هنوز هیچ نگاهی شبیه چشم تو نیست
نگاه ناظم خط‌کش‌کُشی که زل زده است
در آزمون شفاهی شبیه چشم تو نیست
بریده باد دماغ هر آدم گیجی
که بو نبرده گناهی شبیه چشم تو نیست
به دست ارتش چشم تو کودتا نشده
برای اینکه سپاهی شبیه چشم تو نیست
چه وضع مملکت و ابرهای مملکت است
چرا همین که بخواهی شبیه چشم تو نیست
نخوان! نکش! ننویس! اعتنا نکن به خودت
بخواب! چشم تو گاهی شبیه چشم تو نیست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.