چه هیچ تو
برای من که سرم کارگاه مسکوبیست
برای من که سرم کارگاه مسکوبیست
صدات مستند سردخانهای چوبیست
ولی فقیه تن تازهات نمیداند
سپور پیر تنم عضو حزب خونروبیست
به چشم عکس تو ساعت زدم که هر ساعت
به راه چشم تو باشم که خوب اسلوبیست
چه هیچ تو چه همه چیز هر به غیر تویی
بدی تمام به جز تو تمام تو خوبیست
صلابت کف کفشت ضمانت صلح است
و شالگردنت آویز حکم مکتوبیست
که قانعم کرده جز تو هیچ چیز جهان
نمیتواند ثابت کند چه آشوبیست
کجای شبکدهٔ ما هواش مطلوب است
که روزنامه نوشته هوای مطلوبیست؟
دلم گرفته نپرس از کجا نپرس از کی
دلم گرفته. همین
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.