راز سخن

عمومی

چشم تو شاهکار اساطیر رومی است

چشم تو شاهکار اساطیر رومی است
یا کار دست آینه‌سازان بومی است
امکان ندارد این که فقط یک خدا تو را
تعداد خالقان تن تو نجومی است
چون عقل شرح محشری‌ات را نمی‌دهد
هر عاقلی که عاشق تو شد هیومی است
هر شب تن برهنه‌ات از قبل بهتر است
جنس تن برهنه‌ات انگار مومی است
انگشت‌های ما که حریفت نمی‌شوند
بازی تیم دست ظریفت هجومی است
این روزها همه به تو وصل‌اند؛ تو چطور؟
ابریشمی‌ست شمع لبت یا...
[هی غر نزن که لیلی و شیرین نمی‌شوم
عشق است عشق؛ من چه کنم خب؟ عمومی است]

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.