راز سخن

۵۶۴- مولانا خالصی تبریزی

مردی حریص و زرپرست بود در مدت سی سال زر جمع کرد

مردی حریص و زرپرست بود در مدت سی سال زر جمع کرد
و آخر در نود سالگی بمرد و زر از او باقی ماند این مطلع از اوست :
بودم اسیر زلفش و خط نیز رخ نمود
شد مهر من یکی دو بر آن مه از آنچه بود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.