صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا
۵۶۳- مولانا تزریقی بیارجندی
بتاجدوزی اوقات میگذراند و در هزل اشعار بسیار دارد که لایق سیاق این کتاب نیست و فی الواقع در آن باب معنی های خوب دارد و سحر کرده اما در این اوقات تایب شده و شعر معقول میخواهد بگوید اما نا معقول میگوید این مطلع از اوست :
جانا غم تو مایه عیش نهان ماستدرد تو مونس دل بی خانمان ماست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره آثار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.