راز سخن

قطعهٔ ۳ - دشمن و دوست

دیگران از صدمه اعدا همی‌نالند و من

دیگران از صدمه اعدا همی‌نالند و من
از جفای دوستان گریم چو ابر بهمنی
سست‌عهد و سردمهرند این رفیقان همچو گل
ضایع آن عمری که با این سست‌عهدان سر کنی
دوستان را می‌نپاید الفت و یاری ولی
دشمنان را همچنان برجاست کید و ریمنی
کاش بودندی به گیتی استوار و دیرپای
دوستان در دوستی چون دشمنان در دشمنی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.