راز سخن

شمارهٔ ۲۵۷

صید سگان ایندرم تیع جفا بر من مزن

صید سگان ایندرم تیع جفا بر من مزن
زنهار بر صید حرم تیغ ای شکارافکن مزن
بر دل مزن تیر جفا ای دوست دشمن دوست را
ور می زنی بهر خدا بهر دل دشمن مزن
منما ز چاک پیرهن آن تن بهر کس جان من
وز رشک آن ای سیمتن چاکم به پیراهن مزن
دامن بقتل بی دلان چون برزنی ای دلستان
یا خون من ریز از میان یا بر میان دامن مزن
با مدعی ای نیک رو طفلی ز تو نبود نکو
افسانه در محفل مگو پیمانه در گلشن مزن

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.