راز سخن

شمارهٔ ۲۸۸

ای ز چشمت چشم نرگس نسخه‌ای امّا سقیم

ای ز چشمت چشم نرگس نسخه‌ای امّا سقیم
وز لطافت میوهٔ جان و لبت سیب دو نیم
ما به نیکی در تو می‌بینم و می‌بیند بصیر
تو کرم‌ها می‌کنی با ما و می‌داند کریم
می‌زنی ای دُر به لعلش لاف و می‌گردی خجل
تابه کی بی‌آبرویی می‌کنی ای نایتیم
نعمت و ناز ای بهشتی رو مدار از ما دریغ
کاَهل جنّت را گزیری نیست از ناز و نعیم
از خیالی پرس وصف سرو قدّش کاین حدیث
راستی را در نیابد غیر طبع مستقیم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.