شمارهٔ ۸۸
تا چرخ مرا بدین دیار افکندست
تا چرخ مرا بدین دیار افکندست
بس خون که ز دیده در کنار افکندست
خواهم که ازین مرحله بربندم رخت
کارم بالاغ و توشه ی ئی در بندست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.