شمارهٔ ۲۰۹
مائیم و عشق و کنج خرابات و روی یار
مائیم و عشق و کنج خرابات و روی یار
ساقی ز جام لعل لبت باده ئی بیار
چون بر دوام دور زمان اعتماد نیست
این پنج روز غایت مقصود دل شمار
برخیز تا بعزم تفرّج برون رویم
زین تنگنای خانه بصحرای لاله زار
کز بوستان دمید چو بر خدّ دلبران
برگ بنفشه بر طرف سرو جویبار
بستان اگرچه جای نشاطست و خرّمی
خرّم مشو درو که زدوران روزگار
هر سنبلی ز زلف نگاریست لاله رخ
هر لاله ئی ز خون جوانیست شهریار
خواجو ز دور چرخ چو امروز فرصتست
دریاب جام باده ی صافی و روی یار
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.