راز سخن

تلاوت غم ...

شهامتِ مصلوب

شهامتِ مصلوب
بر دار ِ نان .
در این کویر ِ بسیط
نیازمندی های عمومی
در ناگزیری ِ پیگیر ِ این نیاز
شب را به قامت هر بامداد
آویختم
بر این دهانه ی سیراب ناپذیر
این نیاز ...
باید که کور باد این نیاز هرزه دَرایی ...
*
برخیز و همراه ما بخوان
چاوُشی
بر افتخار تمامتِ ترسویان
دراین شبان ِ ساکتِ غم بار .
باید سپیده
سلاح ِ
شهامتِ ما باشد ...

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.