شمارهٔ ۱۰۰
نماید جلوهٔ عکسش ز بس بیتاب دریا را
نماید جلوهٔ عکسش ز بس بیتاب دریا را
بلرزد عضو عضو از قطره چون سیماب دریا را
رسد فیض دگر زاهل نظر کامل عیاران را
فلک سان محشر کوکب کند مهتاب دریا را
غبار آلوده سازد صحبت دیوانگان دل را
مکدر می کند آمیزش سیلاب دریا را
صفای حسن ظاهر پاک گوهر را دهد زینت
بود شور دگر در جلوهٔ مهتاب دریا را
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.