شمارهٔ ۷۷
تا مهر رخ تو دل برانگیخت
تا مهر رخ تو دل برانگیخت
بس چشمه ی خون ز دیدگان ریخت
گویی ز ازل خدای بی چون
با مهر تو خاک ما برانگیخت
عشق رخت ای نگار گلبوی
با این دل تنگ ما برآمیخت
گم گشته دلم ولی جهانی
خاک در تو به دیده می بیخت
آن غمزه ی آهوان شوخت
بس فتنه که در جهان برانگیخت
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.