راز سخن

شمارهٔ ۵۰

قد تو سر کشد از جمله سرو بستان‌ها

قد تو سر کشد از جمله سرو بستان‌ها
رخ تو طعنه زند بر گل گلستان‌ها
کشید سر ز من خسته‌دل چو سرو روان
ببرد دل ز برم آن صنم به دستان‌ها
صبوح روی تو خورشید عالم‌آرای است
رخ چو ماه تو شمع همه شبستان‌ها
به روی چون گل خود صبحدم نمی‌شنوی
خروش بلبل و بانگ هزار دستان‌ها
وزید باد بهاری جهان منوّر شد
نمی‌کشد دلم الّا به سوی بستان‌ها
بهار و لاله و گل چون دمید در بستان
جمال طلعت زیبای تو شکست آن‌ها
مرا که سیب زنخدان تو علاج دلست
کجا برم به جهان جمله بار بستان‌ها

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.